دسته
لينكدوني
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 18149
تعداد نوشته ها : 47
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
GraphistThem271
خانم ميان سالي سكته قلبي كرد و سريعاً به بيمارستان منتقل شد. وقتي زير تيغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه كرد. زمانيكه بي هوش بود فرشته اي را ديد.

از فرشته پرسيد: آيا زمان مردنم فرا رسيده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو 
۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز ديگر فرصت خواهي داشت.

بعد از به هوش آمدن براي بهبود كامل خانم تصميم گرفت كه در بيمارستان باقي بماند. چون به زندگي بيشتر اميدوار بود، چند عمل زيبايي انجام داد. جراحي پلاستيك، ليپساكشن، جراحي بيني، جراحي ابرو و … او حتي رنگ موي خود را تغيير داد.

خلاصه از يك خانم ميان سال به يك خانم جوان تبديل شد!

بعد از آخرين جراحي او از بيمارستان مرخص شد. وقتي براي عزيمت به خانه داشت از خيابان عبور مي كرد، با يك آمبولانس تصادف كرد و مرد!

وقتي با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فكر كردم كه گفتي 
۴۰ سال و اندي بعد مرگ من فرا مي رسه؟ چرا من رو از جلوي آمبولانس نكشيدي كنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشيد، وقتي داشتي از خيابون رد مي شدي نشناختمت.......!
 

دسته ها : طنز
1390/11/15 21:22
X