دسته
لينكدوني
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 17303
تعداد نوشته ها : 47
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
GraphistThem271

تو باشي منم باشم
كف اتاق سنگ باشه.... سنگ سفيد....تو منو بغل كردي كه نترسم
كه سردم نشه نلرزم
ميدوني ؟
تو منو بغل كردي طوري كه تكيه دادي به ديوار
پاهاتم دراز كردي....منم اومدم نشستم جلوت
بهت تكيه دادم
دو تا دستاتو دور من حلقه كردي
بهت ميگم چشماتو ميبندي ؟....ميگي:آره
چشماتو مي بندي
بهت ميگم تو گوشم قصه ميگي؟
ميگي: آره
و شروع ميكني به قصه گفتن تو گوشم
آروم آروم.... قصه ميگي
يك عالم قصه ي بلند و طولاني كه هيچ وقت تموم نميشه
ميدوني ؟ ميخوام رگمو بزنم
با حركت سريع....يه جمله ي عميق بلدي؟
نه واي!!!تو كه نمي بيني
و نمي دوني كه مي خوام رگمو بزنم
تو چشماتو بستي و نمي بيني....
من تيغ رو از جيبم در ميارم....نمي بيني كه سريع مي برم
نمي بيني كه خون فواره مي كنه....روي سنگ هاي سفيد
نمي بيني كه دستم مي سوزه
من لبمو گاز مي گيرم كه نگم: آخ
كه تو چشماتو باز نكني و منو نبيني
تو داري قصه ميگي و هيچ چيز رو نمي بيني
من دارم دستمو نگاه مي كنم
دست چپمو....ازش خون مياد
ميدوني؟
دستمو ميذارم رو زانوهام
خون از روي زانوهام ميريزه كف سنگها
مسيرش قشنگه....حيف كه چشمات بسته است
نمي بيني....
تو بغلم كردي مي بيني كه سردم شده
محكمتر بغلم مي كني تا گرمم بشه
مي بيني كه نامنظم نفس مي كشم
تو دلت ميگي آخي....
نفسم گرفت مي بيني ولي محكمتر بغلم مي كني
سردتر ميشم مي بيني كه ديگه نفس نمي كشم
چشماتو باز مي كني و مي بيني من مردم....مي دوني؟
مي ترسم خودمو بكشم
از سرد شدن....از اين هايي كه مردن....از خون ديدن
ولي وقتي بغلم كردي ديگه نترسيدم
مردن خوب بود آروم آروم....در كنار تو ....و در آغوش تو....
گريه نكن
من ديگه نيستم كه ببوسمت....بگم خوشگل شدي
تو خيلي گريه ميكني
دلم مي شكنه....دلم نازكه....نشكونش
باشه؟
من مردم ولي تو باورت نميشه
تكونم ميدي كه بيدارشم
فكر مي كني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم
مي بيني نفس نمي كشم....ولي بازم باور نمي كني
اونقدر محكم بغلم مي كني كه گرمم شه....اما فايده نداره
من مردم ولي براي تو زنده ام
پس هر شب به اينجا بيا....ولي گريه نكن
مي خوام يه چيزي بهت بگم ميدوني؟

دسته ها : عاشقانه
1390/3/8 11:19
X