دسته
لينكدوني
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 17223
تعداد نوشته ها : 47
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
GraphistThem271

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم / تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم

رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد / من در اين ويرانه ها احساس غربت مي كنم

 

.

.

.

 

آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه هاي ياس خندان مال تو

آن خداوندي كه دنيا آفريد / تا ابد همراه و پشتيبان تو . . .

.

.

.

جملات زيباي عاشقانه

هيچ ميداني ؟

تا تو در آغـوش من گل نكني‌

اين بهار ، بهار نمي‌‌شود . . .

.

.

.

 

سلام بر آنان كه لايق سلامند / يك رنگ و يكدل و يك مرامند

هم گلند هم گنجينه هم دوست / هرچه از وي تعريف كني نيكوست . . .

.

.

.

دوبيتي هاي عاشقانه

برو اي خوب من، هم بغض دريا شو ، خداحافظ

برو با بي كسي هايت هم آوا شو ، خداحافظ

تو را با من نمي خواهم كه “ما” معنا كنم ديگر

برو با يك “من” ديگر بمان “ما” شو، خداحافظ . . .

.

.

.

جاگذاشته ام دلي

هركه يافت

مژدگاني اش تمام “زندگي ام” . . .

.

.

.

متون عاشقانه بسيار زيبا

عشق تصميم نيست ، يك احساس است

اگر ما ميتونستيم تصميم بگيريم كه چه كسي را دوست داشته باشيم

بعد از آن يك زندگي بسيار ساده و معمولي داريم

و از زندگي عاشقانه و جادويي سهمي نميبريم . . .

.

.

.

لباس هايم كه تنگ مي شد

مي بخشيدم به اين و آن

ولي دل تنگم را ، حالا

چه كسي مي خواهد !؟

.

.

.

خوشحالم كه ساعتها را جلو كشيده اند

حالا يك ساعت كمتر از هميشه نيستي !

.

.

.

عطرهاي خوب ، شيشه خالي شان هم بعد سال ها هنوز عطر مي دهد

درست مثل جاي خالي تو . . .

.

.

.

دلم براي سادگي ام ميسوزد وقتي

دستانت را برايم مشت ميكني

ميپرسي: گل يا پوچ ؟

در دلم ميگويم : دستهاي تو . . .

.

.

.

پيانيست نيستم

خوب مي نوازد انگشتانم اما

اگر بر تن تو

نوازشگر شوند . . .

.

.

.

بي تو اما عشق بي معناست ، مي داني ؟

دستهايم تا ابد تنهاست ، مي داني ؟

آسمانت را مگير از من ، كه بعد از تو

زيستن يك لحظه هم ، بي جاست ، مي داني ؟

.

.

.

طعم سيب ميدهد لب هايش و من گناهكارترين حوّاي زمينم

بهشت همينجاست ، در آغوش تو با لب هاي ممنوعه ات . . .

.

.

.

در انتظار تو

كاسه ي صبر كه هيچ

صبر كاسه هم لبريز شد . . . !

دوستت دارم

.

.

.

هر چه گويم عشق را شرح و بيان / چون به عشق آيم خجل مانم از آن

گرچه تفسير زبان روشنگر است / ليك عشق بي زبان زان خوشتر است . . .

.

.

.

عشق ،يعني كه تكان خورده و سرپا بشويم

زوركي هم كه شده در دل هم جا بشويم

آنقَدَر صبر كه شايد علفي سبز شود

پاي هم پير شويم و متوفّي بشويم !

.

.

.

كتاب آغوشت

سوره ي لب هايت

آيه ي بوسه هايت

آنچنان پاي بندم به اين كيش

كه هزار شيطان نمي توانند

لحظه اي

ذره اي

ايمانم را سست كنند . . .

.

.

.

من

دهقان فداكاري شده ام ، كه تمام وجودش را به آتش كشيده روبرويت

و تو

قطاري كه چشم ديدن مرا ندارد . . .

.

.

.

زندگي شطرنج دنيا و دل است / قصه پررنج صدها مشكل است

شاه دل كيش هوسها ميشود / پاي اسب آرزوها در گل است

فيل بخت ما عجب كج ميرود / در سر ما بس خيالي باطل است

ما نسنجيده پي سرباز او / غافل اينكه او حريفي قابل است

مهره هاي عمر من نيمش برفت / مهره هاي او تمامش كامل است . . .


تمام

دسته ها : پيامك
1391/1/8 20:48

گرفتن خلافي ماشين :30005151 ( عدد عمودي كنار كارت رو بفرستيد)

گزارش اطلاع دادن تخلف تاكسي : 30004246( شماره پلاك ماشين متخلف رو بفرستيد)

رهگيري نامه پستي : 2000441 (ابتدا حرف Rرا بنويسيد و بعد شماره روي رسيد پستي رو )

مشكلات شهري (شهرداري) : 3000137

اعلام نتيجه كنكور شب قبل از قرارگرفتن در سايت سنجش : 2000000 (شماره داوطلبي رو بفرستيد)

با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه : 10001336

لغت نامه آريان پور : 2000444 Word-to-translate

گرفتن قبض موبايل : 30009 ( با فرمت زير بنويسيد : تاريخ شروع ؛ تاريخ انتها مثلا 860123 ؛ 860101 يعني از اول سال 86 تا 23 فرودين ماه)

خدمات بانك ملت : 200033

خدمات بانك اقتصاد نوين : 200050

خدمات بانك سپه:200020 – 200021-200022

خدمات بانك كشاورزي : 2000911- 200093

خدمات بانك سامان : 20000

خدمات بانك صادرات :200060

خدمات بانك تجارت : 200070 ( براي استفاده از خدمات بانك ها اول بايد در شعب درخواست را پر كنيد)

اطلاعات پرواز : 2000444 : ( با اين فرمت : پرواز Filight-code)

نرخ ارزهاي رايج : 2000444 با اين فرمت : Currency-name

اطلاعات هوا : 1000305 ( پيش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستيد)

ساعت كشورها : 1000392 (نام كشور رو بفرستيد)

مكان هاي ديدني هر شهر : 1000394

مسافت بين شهر ها : 1000396

آخرين بازي هاي كامپيوتري : 1000400

جديدترين نرم افزار ها : 1000401

اطلاع از اينكه دامين مورد نظر رجستر شده يا خير : 1000355

بورس – نرخ سهام يك شركت : 2000444 ---بنويسيد : Bourse company -id

بورس – بيشترين افزايش قيمت : 2000444 ---بنويسيد : Bourse high

بورس- كمترين افزايش قيمت : 2000444 ( بنويسيد : Bourse low)

اوقات شرعي : 2000916

موفق و پيروز باشيد

اميدوارم مورد توجه شما عزيزان قرار بگيرد

نظر يادتون نره

دسته ها : دانستني ها
1391/1/8 20:42


روزي يك مرد با خداوند مكالمه اي داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شكلي هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت كرد و يكي از آنها را باز كرد، مرد نگاهي به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يك ميز گرد بزرگ وجود داشت كه روي آن يك ظرف خورش بود، كه آنقدر بوي خوبي داشت كه دهانش آب افتاد، افرادي كه دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند، به نظر قحطي زده مي آمدند، آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند كه اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر كدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمايند، اما از آن جايي كه اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدي، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز كرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود، يك ميز گرد با يك ظرف خورش روي آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه كافي قوي و چاق بوده، مي گفتند و مي خنديدند، مرد گفت: 'خداوندا نمي فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يك مهارت دارد، مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند كه به يكديگر غذا بدهند، در حالي كه آدم هاي طمع كار اتاق قبل تنها به خودشان فكر مي كنند!'

هنگامي كه موسي فوت مي كرد، به شما مي انديشيد، هنگامي كه عيسي مصلوب مي شد، به شما فكر مي كرد، هنگامي كه محمد وفات مي يافت نيز به شما مي انديشيد، گواه اين امر كلماتي است كه آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، اين كلمات از اعماق قرون و اعصار به ما يادآوري مي كنند كه يكديگر را دوست داشته باشيد، كه به همنوع خود مهرباني نماييد، كه همسايه خود را دوست بداريد، زيرا كه هيچ كس به تنهايي وارد بهشت خدا (ملكوت الهي) نخواهد شد.

تخمين زده شده كه 93% از مردم اين متن را براي ديگران ارسال نخواهند كرد، زيرا آنها تنها به خود مي انديشند، ولي اگر شما جزء آن 7% باقي مانده مي باشيد، اين پيام را براي ديگران ارسال نماييد، من جزء آن 7% بودم، همچنين به ياد داشته باشيد كه من هميشه حاضرم تا قاشق غذاي خود را با شما سهيم شوم

دسته ها : داستانك
1390/12/2 21:1


مطمئناً همه شما با بار كد اشنايي دارين.
يه سري خطوط و ارقام!!
يه جور استاندارد جهاني براي شناسايي كشور سازنده و نوع كالا و ...

باركد ها از 13 رقم تشكيل شدن كه 2 يا 3 رقم اول از سمت چپ نشان دهنده كشور سازنده ميباشد.

ما ميتونيم براحتي با بررسي باركد كالاي مورد نظر از اصل بودنش اطمينان حاصل بكنيم.

مشكل اكثر ما ايرانيها چيني بودن يا نبودن يك قطعه هستش.بوسيله باركد ميتونيم اين مشكل همه گير رو حل كنيم.
اجناسي كه در چين توليد ميشن ممكنه با يكي از اعداد زير شروع بشن:
690
691
692

اجناسي كه در تايوان توليد ميشن با عدد زير شروع ميشه:
471

اجناسي كه تو ژاپن توليد شدن با :
49

اجناسي كه تو كره جنوبي توليد شدن با :
880

اجناس ايراني هم با :
626

شروع ميشن.

اين هم ليست كاملي از كشورها به همره باركد اختصاصي:

 

 

Code كشور
00 to 13 USA & Canada us/ca امريكا و كانادا
20 to 29 LOCAL USA (SHOPS/SUPERMARKETS) داخل امريكا
30 to 37 France fr فرانسه
45 + 49 Japan jp ژاپن
50 United Kingdom gb انگلستان
54 Belgium.Luxembourg be/lu بلژيك - لوكزامبورگ
57 Danmark dk دانمارك
64 Finland fi فنلاند
70 Norway no نروژ
73 Sweden se سوئد
76 Switzerland ch سوئيس
80 to 83 Italy it ايتاليا
84 Spain es اسپانيا
87 Nederland nl هلند
90 - 91 Austria at اطريش
93 Australia au استراليا
94 New Zealand nz نيوزلند
99 Coupons كوپن
380 Bulgaria bg بلغارستان
383 Slovenija si اسلووني
385 Croatia hr كوروواسي
387 Bosnia-Herzegovina ba بوسني وهرزگووين
400 to 440 Germany de آلمان
460 to 469 Russian Federation ru فدراسيون روسيه
471 Taiwan tw تايوان
474 Estonia ee استوني
475 Latvia lv ليتوني
476 Azerbaijan az آذربايجان
477 Lithuania lt ليتواني
478 Uzbekistan uz اوزبكستان
479 Sri Lanka lk سريلانكا
480 Philippines ph فليپين
481 Belarus by بلا روس
482 Ukraine ua اوكراين
484 Moldova md مولداوي
485 Armenia am ارمنستان
486 Georgia ge گرجستان
487 Kazakhstan kz قزاقستان
489 Hong-Kong hk هنگ كنگ
520 HELLAS (Greece) gr يونان
528 Lebanon lb لبنان
529 Cyprus cy قبرس
531 FYR Macedonia mk ماسدونيا
535 Malta mt مالت
539 Ireland ie ايرلند
560 Portugal pt پرتغال
569 Iceland is ايسلند
590 Poland pl لهستان
594 Romania ro روماني
599 Hungary hu مجارستان
600 - 601 South Africa za آفريقاي جنوبي
608 Bahrain bh بحرين 048
609 Mauritius mu موريتاني
611 Morocco ma مراكش
613 Algeria dz الجزاير
616 Kenya ke كنيا
619 Tunisia tn تونس
621 Syria sy سوريه
622 Egypt eg مصر
624 Libya ly ليبي
625 Jordan jo اردون
626 Iran ir ايران
627 Kuwait kw كويت
628 Saudi Arabia sa عربستان سعودي
629 UNITED ARAB EMIRATES ae امارات متحده عربي
690 - 695 China cn چين
729 Israel il اسرائيل
740 Guatemala gt گواتمالا
741 El Salvador sv السالوادور
742 Honduras hn هندوراس
743 Nicaragua ni نيكاراگوئه
744 Costa Rica cr كاستاريكا
745 Panama pa پاناما
746 Republica Dominicana do جمهوري دومنيكن
750 Mexico mx مكزيك
759 Venezuela ve ونزوئلا
770 Colombia co كلمبيا
773 Uruguay uy اروگوئه
775 Peru pe پرو
777 Bolivia bo بوليوي
779 Argentina ar آرژانتين
780 Chile cl شيلي
784 Paraguay py پاراگوئه
786 Ecuador ec اكوادور
789 - 790 Brasil br برزيل
850 Cuba cu كوبا
858 Slovakia sk اسلواكي
859 Czech cz جمهوري چك
860 Serbia & Montenegro yu صربستان ومونته نگرو
867 North Korea kp كره شمالي
869 Turkey tr تركيه
880 South Korea kr كره جنوبي
885 Thailand th تايلند
888 Singapore sg سنگاپور
890 India in هندوستان
893 Vietnam vn ويتنام
899 Indonesia id اندونزي
955 Malaysia my مالزي
958 Macau mo ماكائو
977 Periodicals (ISSN)
978 - 979 Books (ISBN)
980 Refund receipts
981 - 982 Common currency coupons
INTERNATIONAL BAR CODES

 

 

 

مطمئناً همه شما با بار كد اشنايي دارين.
يه سري خطوط و ارقام!!
يه جور استاندارد جهاني براي شناسايي كشور سازنده و نوع كالا و ...

باركد ها از 13 رقم تشكيل شدن كه 2 يا 3 رقم اول از سمت چپ نشان دهنده كشور سازنده ميباشد.

ما ميتونيم براحتي با بررسي باركد كالاي مورد نظر از اصل بودنش اطمينان حاصل بكنيم.

مشكل اكثر ما ايرانيها چيني بودن يا نبودن يك قطعه هستش.بوسيله باركد ميتونيم اين مشكل همه گير رو حل كنيم.
اجناسي كه در چين توليد ميشن ممكنه با يكي از اعداد زير شروع بشن:
690
691
692

اجناسي كه در تايوان توليد ميشن با عدد زير شروع ميشه:
471

اجناسي كه تو ژاپن توليد شدن با :
49

اجناسي كه تو كره جنوبي توليد شدن با :
880

اجناس ايراني هم با :
626

شروع ميشن.

دسته ها : اخبار
1390/12/2 20:41
روزي روزگاري در روستايي در هند؛ مردي به روستايي‌ها اعلام كرد كه براي خريد هر ميمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستايي‌ها هم كه ديدند اطراف‌شان پر است از ميمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان كردند و مرد هم هزاران ميمون به قيمت 20 دلار از آنها خريد ولي با كم شدن تعداد ميمون‌ها روستايي‌ها دست از تلاش كشيدند. به همين خاطر مرد اين‌بار پيشنهاد داد براي هر ميمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با اين شرايط روستايي‌ها فعاليت خود را از سر گرفتند. پس از مدتي موجودي باز هم كمتر و كمتر شد تا روستايي‌ان دست از كار كشيدند و براي كشاورزي سراغ كشتزارهاي‌شان رفتند.

اين بار پيشنهاد به 45 دلار رسيد و...

در نتيجه تعداد ميمون‌ها آن‌قدر كم شد كه به سختي مي‌شد ميموني براي گرفتن پيدا كرد. اين‌بار نيز مرد تاجر ادعا كرد كه براي خريد هر ميمون60 دلار خواهد داد ولي چون براي كاري بايد به شهر مي‌رفت كارها را به شاگردش محول كرد تا از طرف او ميمون‌ها را بخرد.

در غياب تاجر، شاگرد به روستايي‌ها گفت: «اين همه ميمون در قفس را ببينيد! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشيد.» روستايي‌ها كه [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌هاي‌شان را روي هم گذاشتند و تمام ميمون‌ها را خريدند... البته از آن به بعد ديگر كسي مرد تاجر و شاگردش را نديد و تنها روستايي‌ها ماندند و يك دنيا ميمون.
 
دسته ها : داستانك
1390/11/15 21:26
فاصله دختر تا پير مرد يك نفر بود ؛ روي نيمكتي چوبي ؛ روبه روي يك آب نماي سنگي .
پيرمرد از دختر پرسيد :
- غمگيني؟
- نه .
- مطمئني ؟
- نه .
- چرا گريه مي كني ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نيستم .
- قبلا اينو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولي تو قشنگ ترين دختري هستي كه من تا حالا ديدم .
- راست مي گي ؟
- از ته قلبم آره
دخترك بلند شد پيرمرد را بوسيد و به طرف دوستاش دويد ؛ شاد شاد.
چند دقيقه بعد پير مرد اشك هاش را پاك كرد ؛ كيفش را باز كرد ؛ عصاي سفيدش را بيرون آورد و رفت !!!
 
 
دسته ها : داستانك
1390/11/15 21:25
پسر به سفر دوري رفته بود و ماه ها بود كه از او خبري نداشتند ...

مادرش دعا مي كرد كه او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضاي خانواده اش نان مي پخت و هميشه يك نان اضافه هم مي پخت و پشت پنجره مي گذاشت تا رهگذري گرسنه كه از آن جا مي گذشت نان را بر دارد . هر روز مردي گو‍ژ پشت از آن جا مي گذشت و نان را بر مي داشت و به جاي آن كه از او تشكر كند مي گفت:

هر كار پليدي كه بكنيد با شما مي ماند و هر كار نيكي كه انجام دهيد به شما باز مي گردد !!!

اين ماجرا هر روز ادامه داشت تا اين كه زن از گفته هاي مرد گوژ پشت ناراحت و رنجيده شد و به خود گفت : او نه تنها تشكر نمي كند بلكه هر روز اين جمله ها را به زبان مي آورد . نمي د انم منظورش چيست؟

يك روز كه زن از گفته هاي مرد گو‍ژ پشت كاملا به تنگ آمده بود تصميم گرفت از شر او خلاص شود بنابر اين نان او را زهر آلود كرد و آن را با دست هاي لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : اين چه كاري است كه مي كنم ؟ .....

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان ديگري براي مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف هاي معمول خود را تكرار كرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پير زن به صدا در آمد . وقتي كه زن در را باز كرد، فرزندش را ديد كه نحيف و خميده با لباس هايي پاره پشت در ايستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالي كه به مادرش نگاه مي كرد، گفت:

مادر اگر اين معجزه نشده بود نمي توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگي اين جا چنان گرسنه و ضعيف شده بودم كه داشتم از هوش مي رفتم . ناگهان رهگذري گو‍ژ پشت را ديدم كه به سراغم آمد. او لقمه اي غذا خواستم و او يك نان به من داد و گفت : اين تنها چيزي است كه من هر روز مي خورم امروز آن را به تو مي دهم زيرا كه تو بيش از من به آن احتياج داري .

وقتي كه مادر اين ماجرا را شنيد رنگ از چهره اش پريد. به ياد آورد كه ابتدا نان زهر آلودي براي مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه نداي وجدانش گوش نكرده بود و نان ديگري براي او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را مي خورد .

به اين ترتيب بود كه آن زن معناي سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دريافت:

هر كار پليدي كه انجام مي دهيم با ما مي ماند و نيكي هايي كه انجام مي دهيم به خود ما باز مي گردد.
 
دسته ها : داستانك
1390/11/15 21:24
استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌كنند و سر هم داد مي‌كشند؟

شاگردان فكرى كردند و يكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.

استاد پرسيد: اين كه آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر كدام جواب‌هايى دادند اما پاسخ‌هاى هيچكدام استاد را راضى نكرد.

سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى كه دو نفر از دست يكديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يكديگر فاصله مي‌گيرد.

آنها براى اين كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر كنند.
 
دسته ها : داستانك
1390/11/15 21:23
خانم ميان سالي سكته قلبي كرد و سريعاً به بيمارستان منتقل شد. وقتي زير تيغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه كرد. زمانيكه بي هوش بود فرشته اي را ديد.

از فرشته پرسيد: آيا زمان مردنم فرا رسيده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو 
۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز ديگر فرصت خواهي داشت.

بعد از به هوش آمدن براي بهبود كامل خانم تصميم گرفت كه در بيمارستان باقي بماند. چون به زندگي بيشتر اميدوار بود، چند عمل زيبايي انجام داد. جراحي پلاستيك، ليپساكشن، جراحي بيني، جراحي ابرو و … او حتي رنگ موي خود را تغيير داد.

خلاصه از يك خانم ميان سال به يك خانم جوان تبديل شد!

بعد از آخرين جراحي او از بيمارستان مرخص شد. وقتي براي عزيمت به خانه داشت از خيابان عبور مي كرد، با يك آمبولانس تصادف كرد و مرد!

وقتي با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فكر كردم كه گفتي 
۴۰ سال و اندي بعد مرگ من فرا مي رسه؟ چرا من رو از جلوي آمبولانس نكشيدي كنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشيد، وقتي داشتي از خيابون رد مي شدي نشناختمت.......!
 
دسته ها : طنز
1390/11/15 21:22
دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميده كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود، پريشان شد. آشفته و عصباني نزد فرشته مرگ رفت تا روزهاي بيش‌تري از خدا بگيرد.

داد زد و بد و بيراه گفت!(فرشته سكوت كرد)

آسمان و زمين را به هم ريخت!(فرشته سكوت كرد)

جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سكوت كرد)

به پرو پاي فرشته پيچيد!(فرشته سكوت كرد)

كفر گفت و سجاده دور انداخت!(باز هم فرشته سكوت كرد)

دلش گرفت و گريست به سجاده افتاد!

اين بار فرشته سكوتش را شكست و گفت: بدان كه يك روز ديگر را هم از دست دادي! تنها يك روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن!

لابلاي هق هقش گفت: اما با يك روز... با يك روز چه كاري مي‌توان كرد...؟

فرشته گفت: آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي كه هزار سال زيسته است و آن كه امروزش را درنيابد، هزار سال هم به كارش نمي‌آيد و آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي كن!

او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد. اما مي‌ترسيد حركت كند! مي‌ترسيد راه برود! نكند قطره‌اي از زندگي از لاي انگشتانش بريزد. قدري ايستاد، بعد با خود گفت: وقتي فردايي ندارم، نگاه داشتن اين زندگي جه فايده اي دارد؟ بگذار اين يك مشت زندگي را خرج كنم.

آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگي را به سرو رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد و مي‌تواند...

او در آن روز آسمان خراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي ‌را به دست نياورد، اما... اما در همان يك روز روي چمن‌ها خوابيد، كفش دوزكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آن‌هايي كه نمي‌شناختنش سلام كرد و براي آن‌ها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد.

او همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد و لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد!

او همان يك روز زندگي كرد، اما فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: او درگذشت، كسي كه هزار سال زيسته بود.
 
دسته ها : داستانك
1390/11/15 21:21
X